مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
دلی نبود که از این همه شـرر نگرفت و مدتیست کسی از علی خبر نگرفت چه روزها که به خانه نشست و شبها که دل عـلـی سرِ شب تا دم سحـر نگرفت شنـیـدهاند که در بسـتری، سراغ تو را میان این همه همسایه یک نفر نگرفت به غـیر کـوچـۀ پُـر غُـصـۀ بـنیهـاشـم برای سـاقـه بـریـدن کسی تـبر نگرفت از آن زمان که تو در کوچهها زمین خوردی خوشیِ خانۀ حـیدر دوباره سر نگرفت از آن کـبـودیِ چـشم مبارکـت پیداست تصادفی کف دستش به دور و بر نگرفت قــســم بـه اشــهــد انَّ عــلــی ولــیالله شبیه پهلـوی تو پهلـویی به در نگرفت |